وقتی به گذشته نگاه می کنم که چطور با موسیقی محشور بودم احساس خوبی به من دست می دهد احساسی که می گوید اصالتی بود که به آن وابسته بودم اما وقتی به آینده نگاه می کنم هیچ اصالتی را نمی بینم سال های پشت سر هم می گذرد و هر روز احساس دوری بیشتری می کنم انگار که همه چیز به مسخره ترین شکل ممکن ضربه آهنگ اش می افتد، انگار مستی، ساز می زند کج و کوله، درهم بی بی هیچ آهنگی .

روزهای زندگی ما گذشت و می گذرد، راستی شما چطورید؟