هنر مدرن یا هنر"مدرن" بودن
همایون خشندیش: هنر قرن بیستم مصادف بود با پیشرفتهای بشر در حوزه های مختلف صنعت و تکنولوژی و همچنین اتفاقاتی مانند دوجنگ جهانی در نیم قرن اول و سپس جنگهای که در ویتنام ،کره ،عراق ،افغانستان و.... بود .طی سقوط ارزشهای اخلاقی طی این همه تنش در قرن بیستم شاهد بروز نوعی نگاهای خاص در هنر نیز بودیم .به وجود آمدن مکتبهای مختلف هنری ، تغییردر مسائل مربرط به زیبا شناسی و بروز انسان گرایی محض در الگوهای زیبا شناسانه و همچنین رفتارهای فردگرایانه در تعیین معیارهای آن محصول این بینش های هنری در قرن حاضر است.
در دهه های اول قرن بیستم شاهد جامعه ای در گیر جنگهای ویران گر بودیم و بعد از آن نیز جامعه ای خسته و آسیب دیده ازجنگ و ناامید نسبت به تمام ارزشهای انسانی که در این جنگهای پایمال شده بود.در قرن بیستم شخصیت انسان با ارزش هایی لگد مال شد که قرار بود این ارزش ها قله های سعادت بشری را فتح کنند.واکنش هنر به این هرج و مرج جهانی به عنوان معقوله ای انسانی، بازتاب انسان خسته و افسرده از این همه فاجعه بود.
در هنر قرن بیستم، زیبایی های ایده الیستی جای خود را به واقعیتهای تلخ بشری داد. زیبایی که از قبل خود را اصلی روشن و بدون تردید می دانست در حوزه فلسفه (هنر)با تغییرات اساسی مواجه شد. بی عدالتی های نظام سرمایه داری حرکت جنبشهای دانشجویی ،کارگری و.... مخصوصا در فرانسه در می 1968 را براه انداخت. دیگر در هنر طبقه ای خاصی به عنوان مخاطب وجود ندارد بلکه هنر در تمامی زمینه ها مربوط به عموم مردم و بازتاب افکار و خواسته های آنان است.
تمام مسائل یاد شده مقدمه ای کوتاه از شکل گیری هنر مدرن قرن بیستم از نگاهی اجتماعی را نشان می دهد.هنری که در ذات خود می کوشد بازتابی از دنیای بیرون باشد. در واقع این هنر نبود که مدرن شد بلکه هنر "مدرن شدن" واکنشی در برابر تغییرات اساسی و بنیادین جهانی است.
موسیقی را نمی توانیم هنری پیشرو در عرصه نوآوری و هنرمدرن بدانیم. چرا که معمولا نوآوری ها با هنرهای تجسمی یا ادبیات آغاز شده است. اما موسیقی در تثبیت هنرهای مدرن نقشی پررنگ داشته و اثر گذاری موسیقی در دوران معاصر زمانی به اوج رفت که موسیقی های مدرن در اشکالی مردمی در جامعه قدرت ظهور و بروز پیدا کردند.صدای اعتراض موسیقی راک که نظام سرمایه داری غرب را دقیقا با همان ابزار سرمایه داری به چالش کشید.موسیقی جز، الکترونیک ، هوی متال تماما ابزاری بودن که یاوه های ارزش های غرب را بر سرش می کوبیدن، ارزش هایی مانند برده داری و تبعیض نژادی، قتل و عام های دست جمعی در طی دو جنگ جهانی، محیط زیست و..
هنر "مدرن بودن" هنری است که از این موقعیت به صورت ابزاری برای بیان اعتقادات و احساسات برآمده از جامعه استفاده کند.هنرمند شخصیتی جداگانه از جامعه خود ندارد.حتی اگر نسبت به جامعه خود احساس عمیقی نداشته باشد اما باز هم از همین جامعه است.هنر "مدرن بودن" از هنر مدرن اهمییت بیشتری دارد.دنباله روی از هنر مدرنی که برآمده از مسائل اجتماعی ما نباشد نمی تواند دربرگیرنده افکار ما در زیست بوم خودمان باشد.هنر مدرن همگام با جامعه خود قدم بر می دارد نه جلوتر ونه عقب تر.
منتشر شده در تاریخ 9 اسفند 95 روزنامه بهار
http://www.bahardaily.ir/fa/Main/Pdf/138/16
برای عضویت در کانال نوشتارهایی درباره موسیقی بر روی لینک زیر کلیک کنید:
کانال نوشتارهایی درباره موسیقی https://t.me/homusic