فرم به معنای غالب میباشد ؛مثلا یک گلدان دارای یک فرم ظاهری است که بر اساس آن ساخته می شود یا یک لیوان براساس یک غالب ساخته می شود یا بهتر بگویم بر اساس یک ساختمان .

فرم در موسیقی هم همان معنا را می دهد یعنی ساختمان و شکل قرار گرفتن یک ایده موسیقیایی ،بحث فرم تقریبا به صورت فرمولی می باشد مثلا یک سونات از قسمت های مختلفی تشکیل می شود مثل ،اکسپوزیسیون ،دولوپمنت(development) ،ری اکسپوزیسیون و ... ترتیب قرار گیری قسمت های مختلف یک قطعه در نهایت فرم قطعه را مشخص می کند .

درس فرم و آنالیز از مسائل بسیار کوچک شروع می شود مثلا یک جمله موسیقی (پریود) تا تقسیم بندی جملات به صورت حروف انگلیسی (A.B,.. ) و... در حقیقت در این درس یاد می گیریم که مثل یک معمار که ابتدا طراحی می کند وبعد آجر بر روی آجر می چیند تا ساختمان را احداث کند ،موسیقی را به عنوان یک قطعه کامل به پایان برسانیم .

درس فرم در رشته آهنگسازی بسیار مهم است چرا که تکنیک ها و مهارت ها آهنگسازی را به سرانجام می رساند و به هنرمند ، کمک می کند تا در یک غالب و شکل منسجم طرح موسیقیایی خود را به عرصه ظهور برساند .

در موسیقی کلاسیک فرم نقش بسیار مهمی ایفا می کند اما در موسیقی پاپ نیز آیا به همین شکل است ؟

در موسیقی پاپ فرم به شکلی کاملا ساده خود را نشان می دهد معمولا قسمت های اولیه را مقدمه می خوانند و قسمتی که ملودی هنگامی که خواننده شروع به آواز می کند قسمت ورس (VERS ) نام دارد و قسمت ها تکرار را کورس(CHORUS ) می نامند .

اما موسیقی پاپ هم انواع مختلفی دارد مانند راک ،جز ،بلوز و... که هر کدام از این ها هم در درون خود به بخش های مختلفی تقسیم می شوند که همه آن ها فرم های خاص خود را دارند . به هر صورت فرم موسیقی پاپ در هر شکلی بسیار ساده تر و آزادانه تر از فرم موسیقی کلاسیک است .

آنالیز فرم نیز به معنی مطالعه قطعات مختلف موسیقی از سونات ،سیمفونی و... گرفته تا هارمونی آنها و در آخر تجزیه و تحلیل آثار از لحاظ ساختاری (هارمونی و فرم ) است . در ایران بعضی از اساتید معتقدند که این دو در واقع یک درس هستند و بعضی معتقدند در کلاس های جداگانه باید مورد بررسی قرار گیرند ،یعنی در یک کلاس تئوری و در یک کلاس تجزیه و تحلیل ،به نظر من هر دو اینها باید در یک عنوان یعنی فرم حضور پیدا کنند و شاگرد توامان هر دو مسائل را متوجه شود .

واضح تر بگویم یعنی وقتی تئوری مسئله ای به شما یاد داده می شود باید مثال های نیز رویت گردد نه اینکه یک کلاس برای تئوری های فرم و یک کلاس برای آنالیز (شیوه مد نظر من در کنسرواتوار چایکوفسکی در مسکو تدریس می شود و همین طور در دانشگاه موسیقی در وین )

ارکستر نیز برای یک موسیقدان کلاسیک نقش مهمی ایفا می کند اگر در ایران نقش ارکستر بیشتر متوجه کامپیوتر های شخصی است تا نوازندگان واقعی که البته این موضوع خود دلایل زیادی دارد .(در این خصوص مطلبی دارم به عنوان چرا مردم به موسیقی ضعیف گوش می دهند ،به عناوین بلاگ رجوع کنید )

درس ارکستراسیون نیز کارش طبعا با ساز های مختلف است که شما بعد از درس ساز شناسی با آن برخورد می کنید . با کمک این درس می توانید فرا بگیرید که چگونه سازهای مختلف یک ارکستر بزرگ می توانند در هماهنگی با یکدیگر وبدون دخالت در صدای هم به اجرایی تمیز برسند .

با توجه داشت برای فراگیری این درس حتما با یک ارکستر باید به گونه ای عملی کار کرد ولی چون در ایران و دانشگاه ها ی ایران ارکستری با استاندارهای جهانی وجود ندارد معمولا اساتید به گونه ای تئوری وار با مسئله برخورد می کنند که غالبا جواب مثبتی برای این درس ندارد .(منظورم این هست که در ایران این درس را یاد می دهند اما فایده نداره ،ضعف مسائل آموزشی بسیار چشمگیر هست چون خود حضرت استاد در عمرم پر فتوحش یک ارکستر زیر دست نداشته چه برسد به ما ...)

از هر چی که بگذریم در آخر به آهنگسازی می رسیم که در مطلب بعدی به آن اشاره خواهم کرد .