دیروز داشتم یکی از روزنامه های صبح تهران را مطالعه می کردم که از قرار معلوم مصاحبه ای بود با حمید متبسم (آهنگساز) که اخیرا به ایران آمده تا تمرینات پروژه سیمرغ را کلید بزند.در طی این گفت و گو مسائلی در ابتدای امر نسبت به  موسیقی ایرانی و اساسا ارتباط بین مخاطبین و عدم رشد یا پائین بودن سطح مخاطبین در موسیقی فاخر ایرانی مطرح شد.البته این فقط یک مقدمه ای بود که ظاهرا خبرنگار موضوع را به پروژه سیمرغ و باقی قضایا وصل کند. اما برای من همان مقدمه مطلب کافی بود تا  تاملی در خصوص ضعف های موسیقی کشورمان داشته باشم.

یکی از دلایلی که آقای متبسم نسبت به موسیقی ایرانی ایراد کردند این بود که عقب ماندگی موسیقی ایرانی بنا به حیث تاریخی از ادبیات معاصر خود یکی از دلایل عمده ضعف در موسیقی فاخر کشورمان است.وقتی کمی فکر کردم دیدم اغلب موسیقی که ما به عنوان موسیقی ایرانی از آن یاد می کنیم(سنتی)رویه ای است بر اشعار کلاسیک ایرانی یعنی همان حافظ ،مولوی و...لذا تعبیر ایشان نسبت به موسیقی و عقب ماندگی موسیقی از ادبیات معاصر را درک کردم.راستی به نظر شما چرا موسیقی فاخر ایرانی هیچ وقت از اشعار معاصر استفاده نکرد،از اشعار شاعرانی چون فروغ فرخزاد،احمد شاملو،فریدون مشیری،شفیعی کدکنی که آقای تبسم ظاهرا مورد آخر را  بیشتر مد نظر داشتند؟

این امر خود باعث زایش ایرادی دیگر می گردد که شاید همان عدم ارتباط مخاطب با موسیقی فاخر باشد که باز در متن مصاحبه به آن اشاره شده،این ضایعه دلیلی جزء عدم شناخت مخاطبین امروز ندارد.چرا که در ادبیات معاصر ما حال با هر کیفیتی از دغدغه های امروز نقلی آمده و با این جنس سخن از ادبیات معاصر می توان نوعی حرکت به سوی انسان محوری دید  بر عکس ادبیات کلاسیک که نگاهی ماورایی دارد که البته آن نیز به جایگاه  خود نیکو و از مفاخر است.

اما نکته قابل  نقل این است که نسل و یا اساسا زمان،را واقعا  نشناخته ایم.این عدم ارتباط مخاطبین عام با موسیقی ایرانی که قسمتی از فرهنگ این سرزمین است باعث گسترش زوال و ابتذال در موسیقی مردمی گردیده است به گونه ای که سلیقه عمومی به شدت پست رفت داشته است.

در پایان باید یاد آوری کنم ایرادات فوق خاصه اجتماعی موسیقی فاخر کشورمان است و باید توجه داشت که موسیقی ایرانی در امر تخصصی خود نیز دارای نواقصی هست که قبلا در این بلاگ در موردش صحبت کردم به هر صورت به اعتقاد من موسیقی ایرانی با تمام کاستی ها و کمبودهای خود می تواند همچنان نماینده ای از فرهنگ کشورمان باشد حالا اگر در موسیقی که خاصیت فرهنگی خود را به عنوان معرف فرهنگ ایرانی در گوشه کنار دنیا به عهده دارد نقصانی هست این امر خود دلیلی است بر نقصان فرهنگی ما به گونه  کلان آن یعنی جمعا  فرهنگ ما دارای نقص و عیب و ایراد بسیار هست که بارزه ای از آن را در موسیقی و شاید بخش های دیگر هنری به چشم می آید.