مدو مدگرایی
مد پدیده ای است خاصه جامعه انسانی که با مفهوم مدرنیسیم ارتباط تنگاتنگی دارد.وقتی به تاریخ اجتماعی 100 ساله اخیر بیشتر دقت می کنیم متوجه می شویم که مد و مدگرایی ارتباط تنگاتنگی با مفهوم مدرنیسم داردبه عبارتی مد با مدرن شدن جوامع و همچنین ترویج مصرف گرایی همراه بوده است هر چند با نگاهي به تاريخ قرون گذشته شايد بتوان اين پديده را در ميان تمدنهاي بزرگ دنيا مشاهده نمود. همچنان كه در مورد زنان سومري گفته شده، استفاده از بسياري زينت آلات و پوشش هاي تجملي در ميان زنان قشرهاي مرفه رونق به سزايي داشته است. چنانچه ويل دورانت در مورد زنان مصري معتقد است‹‹اگر زنان قديم مصر اكنون دوباره به دنيا مي آمدند ، از لحاظ رنگ كردن،روغن زدن به سر و صورت و آراسته شدن با جواهر، نياز به آن نداشتند كه چيزي از زنان معاصر بياموزند››.
اگر بخواهیم به طور جدی برای مد و مدگرایی تاریخی تعیین کنیم شروع آن را می توان بعد از عصر رنسانس در اروپا و بوجود آمدن انقلاب صنعتی دانست با تحول در نوع و شیوه زندگی مردمان به مرور این پدیده در زندگی انسانهای شهری پدیدار و به آهستگی خود را به عنوان نوعی خرده فرهنگ در تفکر و زندگی متمدنین شهرنشین رسوخ داده است. می توان ریشه بوجود آمدن پدیده مد را در آسوده شدن ذهن بشر از نیازهای اولیه (خوراک ،پوشاک و مسکن) دانست، چرا که در گذشته دغدغه های اصلی انسانها تامین این سه اصل اساسی برای خود و خانواده هایشان بوده است ولی با پیشرفت و تغییر درساختارهای اقتصادی و متعاقبا تغییر در سبک زندگی انسانها ذهن بشر کمی آسوده تر گردیده است. و شاید بتوان در نهایت به این نتیجه رسید که مد گرایی محصول نوعی رفاه اقتصادی، مجموع عوامل اجتماعی مانند مورد توجه قرار گرفتن و... باشد.
مد یکی از روشهایی است که به انسانها کمک می کند تا خود را در جامعه و فعالیتهای اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسانها به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنند، ضمن اینکه در اوج این همگونی دوست دارند از آنها متمایز هم باشند.
تنوع طلبی و تغییر جزو اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است چرا که اگر انسانها تغییر نمی کردند ما نمی توانستیم از عصر حجر و سنگ چخماق هم فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم. پس می توان مد و مدگرایی را در راستای یکی از نیازهای انسانها که همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم. به گفته گئورگ زیمل جامعه شناس آلمانی مد و مد سازی فرایندی است که بر اثر کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیه بر فراگرد تماییز حاصل می شود.
پس می توان مد و پیروی کردن از آن را یکی از راههای «مورد توجه قرار گرفتن» یا متمایز شدن دانست .چرا که مدها همیشه برای ذائقه و سلیقه طبقات بالای جامعه طراحی می گردد و اولین کسانی که از مد ها برای متمایز شدن استفاده می کنند طبقات مرفه می باشند. حال طبقات پایین تر جامعه که اکثرا نیم نگاهی به نوع و شیوه زندگی آنها دارند در جهت همرنگی با آنها حرکت کرده و با پیروی کردن از نوع زندگی آنها سعی در از بین بردن این فاصله ها دارند و در این مرحله یعنی وقتی آن مد و شیوه خاص همه گیر شد جذابیت خود را از دست داده و ارزش آن به سرعت در نزد طبقه مرفه تنزل پیدا کرده و طراحان مد نیز در چنین بازار آشفته ای به این موضوع دامن زده و به سرعت مدلهای جدیدی از انواع لوازم مصرفی را طراحی و وارد بازار کرده و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند و بیشترین منفعت و سود عاید طراحان و عرضه کنندگان مدها می گردد و تا وقتی این چرخه ادامه دارد صحنه گردانان این عرصه از بازار و درآمد خوبی برخوردار خواهند بود چرا که همیشه چیزهایی برای عرضه کردن خواهند داشت
اما آیا این پدیده خوب است یا بد؟در حقیقت جواب دادن به این سئوال حداقل برای من بسیار دشوار است و شاید اساسا من صلاحیت گفتن این امر را ندارم.به هر صورت یکی از راه های ترویج مد به وسیله موسیقی انجام می گیرد خواه به شکل ویدئوکلیپ یا هر چیز دیگر؛موسیقی وسیله است برای تبلیغ و ترویج مد و مدگرایی البته این مسئله بیشتر در موسیقی پاپ و مردمی دیده می شود.یکی از ایراد هایی که به مسئله مد می گیرند از بین رفتن سنت و فرهنگ های بومی جوامع توسعه نیافته و شاید بهتر و راحتر باشد که بگیم عقب افتاده است.البته من در این مورد بخصوص یک نظری دارم و آن هم این است که جوامعی که فرهنگی آسیب پذیر دارند اساسا مشکل کار آنها ریشه های فرهنگی در همان جوامع است دقیقا مثل کشور خودمان.لذا وقتی ساز و کاری برای بروز کردن فرهنگ و سنت های گذشته خودمان نداریم صد البته که فرهنگ های نخ نمای گذشته از بین خواهند رفت.
کانال نوشتارهایی درباره موسیقی https://t.me/homusic